فولاد خوزستان؛ ققنوس صنعتی ایران: رویش فرصت از دل تهدید
دنیای معدن: فولاد خوزستان، این ظرفیت را دارد که پس از بازسازی، با قدرت بیشتر بازگردد؛ همانطور که پس از جنگ تحمیلی دهه شصت بازگشت، توسعه یافت و امروز به نماد توان صنعتی ایران تبدیل شده است.
فولاد خوزستان طی حدود چهار دهه گذشته، ستون استراتژیک در ساختار اقتصادی ایران بوده است. ظهور این مجموعه در عرصه ملی، از لحظهای که در سال ۱۳۶۸، نخستین شمش فولادی آن روانه بازار شد، معنای تازهای به مفهوم «صنعت ایرانی» داد؛ شرکتی که با وجود سهبار حمله در جنگ تحمیلی دهه 1360، از دل محدودیتها و چالشها برخاست و اکنون در فروردینماه 1405 نیز با وجود تهاجم آمریکا و اسرائیل، همچنان از مهمترین موتورهای محرک صادرات غیرنفتی در حین بحرانهاست.
وقوع حمله اخیر با آسیبرسانی به کورهها و مدولهای تولید، بار دیگر نگاهها را به نقش محوری این مجموعه در ثبات اقتصادی ایران معطوف کرده است. از اینرو، این پرسش مطرح میشود که چرا فولاد خوزستان تا این اندازه مهم است؟ پاسخ به این سؤال، در سه لایه جایگاه صادراتی، ظرفیت صنعتی و نقش آن در شکلگیری زنجیره ارزش معادن ایران نهفته است.
لایه اول: ستون صادرات غیرنفتی ایران
فولاد خوزستان بزرگترین عرضهکننده شمش فولاد کشور و دومین قطب تولید فولاد میانی است. این جایگاه در دهههای اخیر نهتنها ایران را در منطقه به قدرت فولادی تبدیل کرده، بلکه در تراز تجاری کشور نیز اثرگذاری مستقیم داشته است.
در شرایطی که اقتصاد ایران، سالها زیر فشار محدودیتهای بینالمللی بوده، صادرات فولاد یکی از معدود مسیرهای پایدار ارزآوری محسوب میشود و در این میدان، فولاد خوزستان، بهعنوان بنگاه پیشرو در صادراتمحوری عمل کرده است.
ظرفیت تولید سالانه این مجموعه که به بیش از 3.8 میلیون تن شمش رسیده، حاصل توسعه مرحلهبهمرحله و پیوسته بوده؛ بهگونهای که از ظرفیت اولیه 1.5 میلیون تن در سال ۱۳۶۸، طی چندین فاز رشد یافته است. پایداری همین مسیر باعث شد فولاد خوزستان، در بسیاری از بازارهای منطقهای و فرامنطقهای بهعنوان تأمینکننده مطمئن شناخته شود و اعتبار صادراتی ایران را در میز مذاکره و قراردادهای بلندمدت ارتقا دهد.
لایه دوم: پیشران زنجیره معدن و صنعت
اهمیت فولاد خوزستان فقط در تولید شمش نیست، بلکه در پیوند عمیق آن با زنجیره معادن، گندلهسازی، حملونقل صنعتی و شرکتهای پاییندستی است.
سالانه بیش از ۶ میلیون تن گندله در واحدهای گندلهسازی این مجموعه تولید میشود و حدود ۴ میلیون تن آهن اسفنجی در مدولهای احیای مستقیم آن شکل میگیرد. این حجم از فعالیت، صدها واحد مرتبط را در استان و کشور سرپا نگه میدارد و هزاران فرصت شغلی غیرمستقیم ایجاد میکند. به همین دلیل، هرگونه اختلال در این مجموعه نهفقط یک کارخانه، بلکه یک اکوسیستم صنعتی گسترده را تحتتأثیر قرار میدهد.
این شبکه اقتصادی گسترده، خود یکی از دلایلی است که باعث شده واکنشها به حمله اخیر، سطح ملی و فراتر از آن داشته باشد. در واقع، فولاد خوزستان، قلبی است که ضربان بسیاری از صنایع به آن وابسته است.
لایه سوم: تکیهگاه ۱۷ هزار خانواده و ۱۲۰ هزار سهامدار
فولاد خوزستان با بیش از ۱۷ هزار پرسنل مستقیم و ۱۲۰ هزار سهامدار حقیقی، فراتر از یک بنگاه اقتصادی، بخشی از زندگی روزمره مردم خوزستان و معیشت هزاران خانواده است. این حقیقت باعث میشود اهمیت اجتماعی و انسانی آن، ورای یک کارخانه صنعتی باشد.
آسیب به چنین مجموعهای، برای مردم منطقه نهتنها صدمههای اقتصادی به دنبال دارد، بلکه آسیبهای احساسی و هویتی را نیز در پی خواهد داشت؛ حسی که در روزهای اخیر در بین مردم خوزستان و البته فعالان اقتصادی و صاحبان کسبوکار نمایان است.
یادآوری تاریخی: ژن تابآوری
طبق گزارش معاون بهرهبرداری شرکت فولاد خوزستان، در حمله اوایل فروردینماه امسال به این مجموعه، «تمامی مدولها و کورهها» آسیب دیده و راهاندازی دوباره آنها ششماه تا یک سال، زمان نیاز دارد. هرچند شاید این عدد در نگاه اول بزرگ به نظر برسد، اما در بافت تاریخی و صنعتی فولاد خوزستان، معنای دیگری دارد.
این نخستین بار نیست که این مجموعه در مسیر توسعه، با حمله و تخریب مواجه میشود. در اوج جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نیز فولاد خوزستان سهبار در دهه 1360، با حملات هوایی، مواجه و خسارتهای سنگینی به تجهیزاتش وارد شد.
بااینحال، همان کارخانهای که زیر بمباران سالهای 1364، 1365 و 1366 آسیب دید، سال 1368، نخستین کوره خود را روشن و تولید رسمی را آغاز کرد. این امر بدین معناست که فولاد خوزستان، در خطه جنوب ایران، با DNA تابآوری متولد شده، رشد یافته و بالنده شده است.
این مجموعه، طی چندین دهه بارها نشان داده در مهندسی بومی، توانمندسازی داخلی، اجرای پروژههای بزرگ و مدیریت بحران، سرعت و اعتمادبهنفس بالایی دارد و با احیای مستقیم بومیشده و توسعه همزمان خطوط تولید، از دل محدودیتها، فرصت ساخته است. لذا باور عمومی این است که پروژه بازسازی، حتی سریعتر از پیشبینیها، به سرانجام میرسد.
تجربه جنگ، توسعه چندفازه و اجرای صدها پروژه داخلی به مهندسان فولاد خوزستان، تواناییهایی داده که این روزها و در آینده، ارزش واقعی خود را بیش از پیش نشان خواهد داد.
فرصتهای پس از بحران
حوادث بزرگ در صنایع زیرساختی معمولاً دو مسیر دارند: مسیر اول بازگشت کارخانه به عقب و مسیر دوم ایجاد نقطه آغاز فاز جدید ارتقاست. برای فولاد خوزستان، با توجه به ظرفیت انسانی، توان بومی، جایگاه اقتصادی و شبکه صنعتی اطراف، مسیر دوم، بسیار پررنگتر است.
این بحران میتواند موجب نوسازی زیرساختها با فناوریهای جدیدتر شود، خطوط تولید را برای اهداف صادراتی آینده بهینهتر کند، فرصت همکاری و همافزایی بیشتری میان واحدهای معدنی و فولادی کشور ایجاد نماید، جایگاه فولاد ایران را در بازارهای جهانی با رویکرد تازه تقویت کند و در نهایت، نگاه ملی نسبت به ارزش صنایع مادر را برجستهتر سازد.
فولاد خوزستان، این ظرفیت را دارد که پس از بازسازی، با قدرت بیشتر بازگردد؛ همانطور که پس از جنگ تحمیلی دهه شصت بازگشت، توسعه یافت و امروز به نماد توان صنعتی ایران تبدیل شده است.
از اینرو، هرچند حمله اخیر خسارتبار بوده، اما نتوانسته جایگاه استراتژیک و ریشهدار فولاد خوزستان را تضعیف کند. این مجموعه، طی بیش از سه دهه گذشته ثابت کرده وقتی صنعت بر شانههای انسانهای متخصص، کارگران سختکوش و اراده جمعی بنا شود، شکستناپذیر است.. این شرکت، با تکیه بر تجربه، سرمایه انسانی، توان فنی و پشتوانه اجتماعی، بار دیگر از دل بحران برمیخیزد و سهم پررنگتری در صادرات فولاد و توسعه زنجیره معدن و فولاد که برای اقتصاد ملی حیاتی است، ایفا میکتد.
دیدگاهتان را بنویسید