کمبود انرژی گاز هزینه تولید در بخش معدن را افزایش میدهد
فشار گازی بر حلقههای تولید معدنی
دنیای معدن- فاطمه صالحی : آسیب به زیرساختهای انرژی در پی تحولات اخیر، مساله ناترازی گاز را از یک چالش فصلی به یک معضل ساختاری در اقتصاد ایران تبدیل کرده که اثر آن بهطور مستقیم و غیرمستقیم در زنجیره معدن و صنایع معدنی قابل مشاهده است.
به گزارش دنیای معدن، اگرچه بخش استخراج بهدلیل وابستگی محدود به گاز، در برابر این ناترازی تابآوری نسبی دارد، اما در مراحل بعدی تولید، بهویژه در فرآوری و صنایع میانی، گاز به نهادهای حیاتی تبدیل میشود که اختلال در تامین آن میتواند به کاهش ظرفیت تولید، افزایش هزینهها و انتقال نااطمینانی به کل زنجیره منجر شود. این وضعیت نهتنها بر عملکرد بنگاههای صنعتی اثر میگذارد، بلکه برنامهریزی تولید، تصمیمگیری سرمایهگذاران و ثبات بازار مواد اولیه را نیز تحتتاثیر قرار میدهد و در صورت تداوم، میتواند به تضعیف تدریجی توان تولیدی در بخش معدن و صنایع وابسته بینجامد.
[فشار گازی بر حلقههای تولید معدنی]
ناترازی گاز و فشار تدریجی بر زنجیره معدن و صنایع معدنی
آسیب به زیرساختهای انرژی در پی تحولات و تنشهای اخیر، مساله پایداری تامین گاز در ایران را وارد مرحلهای کرده که دیگر نمیتوان آن را یک چالش فصلی یا مدیریتی دانست. ناترازی انرژی اکنون به متغیری ساختاری در اقتصاد تولید تبدیل شده که اثر آن از سطح سیاستگذاری کلان تا رفتار بنگاههای معدنی قابل مشاهده است. در این میان، بخش معدن و صنایع معدنی اگرچه در نگاه اول وابستگی مستقیم و شدیدی به گاز ندارد، اما در لایههای بعدی زنجیره تولید، بهطور جدی تحت تاثیر این ناترازی قرار میگیرد. در حلقه استخراج، وابستگی مستقیم به گاز طبیعی محدود است و عمده مصرف انرژی بر پایه برق و سوختهای جایگزین شکل میگیرد. همین موضوع باعث شده این بخش نسبت به شوکهای گازی تابآوری نسبی داشته باشد. با این حال، افزایش هزینه انرژی جایگزین، نوسانات تامین سوخت و فشارهای زیرساختی، بهتدریج هزینه تمامشده استخراج را بالا میبرد و حاشیه سود معادن را کاهش میدهد. اما با ورود مواد معدنی به مرحله فرآوری، احیا و تولید محصولات میانی، نقش گاز بهصورت معناداری تغییر میکند. در این مرحله، انرژی از یک نهاده پشتیبان به یک عامل اصلی تولید تبدیل میشود. صنایع فولادی، شیمیایی و فلزی برای حفظ پایداری تولید خود به جریان پیوسته گاز وابستهاند و هرگونه اختلال در این جریان، بلافاصله به افت ظرفیت عملیاتی منجر میشود. به همین دلیل، ناترازی گاز در این حلقه، اثر مستقیم و سریعتری نسبت به بخش استخراج دارد.
از معدن تا صنعت، زیر سایه کمبود گاز
سعید صمدی، دبیر انجمن زغالسنگ و عضو کمیسیون معدن اتاق بازرگانی ایران، در گفتوگو با «دنیایاقتصاد» با اشاره به وضعیت ناترازی انرژی در کشور گفت: مساله کمبود گاز در اقتصاد ایران دیگر یک اختلال مقطعی نیست، بلکه به یک چالش ساختاری تبدیل شده که آثار آن در بخشهای مختلف صنعتی، بهویژه در حلقههای فرآوری و تبدیل مواد معدنی، قابل مشاهده است. او با تفکیک میان بخشهای مختلف زنجیره تولید افزود: در مرحله استخراج، بهویژه در معادن سنگآهن و سایر معادن، وابستگی مستقیم به گاز چندان بالا نیست و مصرف این حامل انرژی بیشتر به فعالیتهای جانبی محدود میشود، به همین دلیل اختلال در تامین گاز در این بخش، اثر فوری و تعیینکنندهای بر میزان استخراج ندارد.
صمدی در ادامه با تاکید بر شرایط متفاوت در بخشهای پاییندستی گفت: زمانی که مواد معدنی وارد مراحل فرآوری و تبدیل میشوند، نقش گاز پررنگتر میشود؛ چراکه بسیاری از فرآیندهای صنعتی به جریان پایدار انرژی نیاز دارند و هرگونه اختلال در این بخش میتواند به کاهش ظرفیت تولید منجر شود. با این حال، در شرایط فعلی که بخشی از ظرفیتهای صنعتی نیز به دلایل دیگر با محدودیت مواجه شدهاند، اثر ناترازی گاز بیشتر بهصورت تشدیدکننده سایر چالشها عمل میکند تا یک عامل مستقل. به گفته او، در چنین فضایی، مساله اصلی تنها کمبود گاز نیست، بلکه همزمانی این محدودیت با سایر اختلالات در زنجیره تولید که ریسک فعالیت بنگاهها را افزایش داده است. در نتیجه، حتی واحدهایی که از نظر فنی امکان ادامه فعالیت دارند، در عمل با عدم قطعیت در تامین انرژی و مواد اولیه مواجه میشوند و ناچارند با احتیاط بیشتری برنامهریزی کنند. این فعال حوزه معدن با اشاره به پیامدهای غیرمستقیم این وضعیت ادامه داد: بخش معدن اگرچه بهطور مستقیم وابستگی بالایی به گاز ندارد؛ اما از طریق اختلال در صنایع فرآوری و کاهش تقاضا برای مواد اولیه، تحتتاثیر قرار میگیرد. به عبارت دیگر، کاهش فعالیت در حلقههای پاییندستی میتواند به افت تقاضا برای مواد معدنی منجر شود و این موضوع بر عملکرد معادن نیز اثرگذار خواهد بود.
او یکی دیگر از پیامدهای مهم ناترازی گاز را برهم خوردن برنامهریزی تولید دانست و افزود: در شرایطی که تامین انرژی با عدم قطعیت همراه است، امکان تنظیم دقیق برنامههای تولیدی کاهش مییابد و بنگاهها ناچار میشوند بخشی از ظرفیت خود را بلااستفاده نگه دارند یا با نوسان در تولید مواجه شوند. این وضعیت در نهایت به افزایش هزینهها و کاهش بهرهوری منجر میشود. صمدی با اشاره به تجربه سالهای گذشته گفت: کمبود گاز در دورههای اوج مصرف، بهویژه در فصل سرد، بهطور مکرر تکرار شده و در برخی مقاطع، محدودیتهایی برای فعالیت صنایع ایجاد کرده است. در شرایط فعلی، این محدودیتها در کنار سایر عوامل، میتواند دامنه اثرگذاری گستردهتری داشته باشد و فشار مضاعفی بر بخش تولید وارد کند. او در پایان با تاکید بر ضرورت نگاه جامع به مساله انرژی گفت: مدیریت ناترازی گاز نیازمند رویکردی فراتر از یک بخش خاص است و باید کل زنجیره تولید را در نظر بگیرد. به گفته او، در صورتی که این مساله بهصورت ساختاری حل نشود، نهتنها بر تولید، بلکه بر سرمایهگذاری، اشتغال و ثبات اقتصادی نیز اثرگذار خواهد بود و میتواند به تضعیف تدریجی توان صنعتی کشور منجر شود.
اختلال انرژی و انتقال نااطمینانی در حلقههای تولید
در مرحله فرآوری و تولید صنعتی، گاز طبیعی نقش تعیینکنندهای در تداوم فعالیت واحدها دارد. در فرآیندهای احیای مستقیم و تولید فولاد، گاز نهتنها منبع انرژی بلکه بخشی از فرآیند شیمیایی تولید محسوب میشود. کاهش فشار یا قطع گاز در این واحدها بهسرعت به افت تولید، افزایش هزینههای عملیاتی و کاهش بهرهوری منجر میشود. در صنایع شیمیایی نیز بسیاری از محصولات پایه بهطور مستقیم وابسته به خوراک گازی هستند و هرگونه نوسان در تامین آن، به افزایش قیمت تمامشده و بیثباتی تولید منجر میشود. این اختلال تنها در سطح تولید باقی نمیماند، بلکه بهصورت زنجیرهای به حلقههای پاییندستی منتقل میشود. زمانی که تولید در بخشهای میانی کاهش مییابد، صنایع پاییندستی با کمبود مواد اولیه مواجه میشوند. این کمبود به افزایش هزینه، کاهش ظرفیت تولید و در برخی موارد توقف خطوط صنعتی منجر میشود. در نتیجه، حتی صنایعی که وابستگی مستقیم به گاز ندارند نیز تحت تاثیر قرار میگیرند؛ زیرا ساختار زنجیرهای تولید، اختلال را بهصورت پیوسته منتقل میکند.
در چنین شرایطی، رفتار بنگاهها نیز تغییر میکند. نااطمینانی در تامین انرژی باعث کوتاهتر شدن افق تصمیمگیری شرکتها میشود و تمرکز از توسعه و سرمایهگذاری به سمت مدیریت ریسک، کنترل موجودی و حفظ نقدینگی تغییر مییابد. این تغییر اگرچه در کوتاهمدت یک واکنش منطقی محسوب میشود، اما در میانمدت میتواند به کاهش رشد صنعتی و افت رقابتپذیری منجر شود. در واقع، ناترازی انرژی نهتنها تولید را تحت تاثیر قرار میدهد، بلکه ساختار تصمیمگیری اقتصادی را نیز تغییر میدهد.
ناترازی انرژی و پیامدهای ساختاری برای اقتصاد معدنی
ناترازی گاز در ایران ماهیت ساختاری دارد و در فصلهای سرد سال شدت بیشتری پیدا میکند. افزایش مصرف خانگی در این دورهها باعث کاهش سهم صنایع از گاز میشود و در نتیجه، فشار مضاعفی بر بخشهای انرژیبر وارد میشود. این وضعیت در سالهای اخیر به کاهش تولید در برخی واحدهای صنعتی و ایجاد نوسان در زنجیره تامین منجر شده است. در سطح کلان، محدودیت زیرساختی در تولید و توزیع انرژی نیز این چالش را تشدید میکند. وابستگی بالای شبکه انرژی به ساختارهای متمرکز باعث شده هرگونه اختلال در تامین گاز بهسرعت در سطح ملی بازتاب پیدا کند. این موضوع در عمل به محدودیتهای عملیاتی برای صنایع معدنی و کاهش انعطافپذیری در برنامهریزی تولید منجر میشود. اثر این ناترازی تنها به تولید محدود نمیشود، بلکه سرمایهگذاری در بخش معدن را نیز تحتتاثیر قرار میدهد. نااطمینانی در تامین انرژی، ریسک پروژههای صنعتی را افزایش میدهد و در نتیجه، جذابیت سرمایهگذاری در این بخش کاهش مییابد. سرمایهگذاران در چنین فضایی به سمت حوزههایی با ثبات بیشتر حرکت میکنند و این روند در بلندمدت میتواند به کند شدن توسعه ظرفیتهای جدید در بخش معدن منجر شود. بنابراین، ناترازی گاز در شرایط فعلی به یکی از عوامل ساختاری اثرگذار بر زنجیره معدن و صنایع معدنی تبدیل شده است. این وضعیت اگرچه در برخی حلقهها اثر فوری ندارد؛ اما در سطح زنجیرهای بهصورت تدریجی بر تولید، سرمایهگذاری و رقابتپذیری اثر میگذارد و در صورت تداوم، میتواند ساختار تولید را به سمت الگوهای کمریسکتر و کمسرمایهگذاریتر سوق دهد.
دیدگاهتان را بنویسید