273870

از کارخانه تا اکوسیستم؛ گام بعدی فولاد خوزستان

دنیای معدن: صنعت فولاد در خوزستان را دیگر نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از کارخانه‌های مستقل دید که هرکدام جداگانه مسئله مواد اولیه، انرژی، حمل‌ونقل، بازار و تأمین مالی خود را حل کنند.

 تجربه سال‌های اخیر، از ناترازی انرژی تا آسیب‌های جنگ اخیر، بیش از گذشته نشان داده است که اختلال در یک حلقه، چگونه می‌تواند به‌سرعت به دیگر حلقه‌های زنجیره منتقل شود.

 پنجمین نشست میز فولاد استان نیز با طرح هم‌زمان همین مسائل و پیشنهادهایی مانند تشکیل کنسرسیوم فولادی، بار دیگر یک ضرورت قدیمی را برجسته کرد:

خوزستان بیش از آنکه به چند پروژه منفرد دیگر نیاز داشته باشد، به شکل‌گیری یک اکوسیستم منسجم فولادی نیاز دارد؛ اکوسیستمی که معدن و مواد اولیه، تولید میانی، ورق و محصولات نهایی، انرژی، لجستیک، خدمات فنی و مهندسی، تأمین مالی و بازار را به یکدیگر متصل کند.

 فولاد خوزستان می‌تواند یکی از محورهای اصلی شکل‌گیری چنین اکوسیستمی باشد.

 این شرکت در سال‌های اخیر صرفاً بر افزایش تولید متمرکز نبوده و با راه‌اندازی زمزم ۳، توسعه و تکمیل فولاد شادگان، حرکت به‌سمت تأمین پایدارتر انرژی، سرمایه‌گذاری در نیروگاه‌ها و انرژی خورشیدی، بومی‌سازی تجهیزات و فناوری و توسعه برنامه‌های زیست‌محیطی، تلاش کرده است بخشی از آسیب‌پذیری‌های زنجیره خود را کاهش دهد.

با این همه، آمار مطرح‌شده از سوی مدیرعامل شرکت در نشست اخیر، ابعاد مسئله را به‌روشنی نشان می‌دهد.

 فولاد خوزستان طی سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴، به‌دلیل محدودیت‌های انرژی، حدود ۳.۵ میلیون تن، معادل تقریباً یک سال تولید، از دست داده است. همچنین سهم انرژی در هزینه تولید شمش از حدود ۴ درصد به حدود ۲۵ درصد رسیده است.

این اعداد یک پیام روشن دارند:

حتی بنگاه بزرگی که برای کاهش محدودیت‌های خود سرمایه‌گذاری می‌کند، نمی‌تواند همه مشکلات ساختاری صنعت را به‌تنهایی حل کند.

اینجاست که مفهوم «اکوسیستم فولادی» اهمیت پیدا می‌کند.

 فولاد خوزستان در بالادست و پایین‌دست خود با مجموعه‌ای از شرکت‌ها پیوند دارد و هرگونه اختلال در تولید آن، مستقیماً بر واحدهایی که مواد اولیه خود را از این شرکت دریافت می‌کنند اثر می‌گذارد؛ همان‌گونه که مدیرعامل نورد و لوله اهواز در همین نشست به آثار آسیب‌دیدن فولاد خوزستان بر تأمین مواد اولیه شرکت خود اشاره کرد.

 به‌جای آنکه هر بنگاه جداگانه نیروگاه بسازد، برای مواد اولیه رقابت کند، هزینه‌های مضاعف حمل‌ونقل بپردازد یا به‌تنهایی در پی تأمین مالی باشد، می‌توان بخشی از زیرساخت‌های انرژی و لجستیک را مشترک دید، حلقه‌های مفقوده زنجیره را شناسایی کرد، قراردادهای بلندمدت میان شرکت‌ها شکل داد و سرمایه‌گذاری‌های جدید را به‌سمتی هدایت کرد که کل زنجیره فولاد استان از آن منتفع شود.

خوزستان امروز بسیاری از اجزای لازم برای تبدیل‌شدن به یک قطب یکپارچه فولادی را در اختیار دارد؛ شرکت‌های بزرگ و باسابقه، صنایع پایین‌دستی، دسترسی به بنادر و بازارهای صادراتی، ظرفیت‌های انرژی و نیروی انسانی صنعتی.

مسئله اصلی، متصل‌کردن این ظرفیت‌هاست.

گام بعدی توسعه فولاد در استان الزاماً ساخت کارخانه‌های بیشتر نیست؛ بلکه باید میان کارخانه‌هایی که ساخته شده‌اند، زنجیره‌ای منسجم‌تر و کارآمدتر شکل بگیرد.

 اگر این اتصال محقق شود، فولاد خوزستان نیز از یک بنگاه بزرگ تولیدکننده فراتر خواهد رفت و می‌تواند به یکی از کانون‌های شکل‌گیری اکوسیستمی تبدیل شود که ارزش افزوده، سرمایه‌گذاری و اشتغال بیشتری را در خوزستان حفظ کند و قدرت رقابت کل زنجیره فولاد استان را افزایش دهد.

 

دیدگاهتان را بنویسید