271556

روش‌های نوین تامین مالی در صنایع معدنی

دنیای معدن: محمدجواد بنازاده*تامین مالی پروژه‌های معدنی در شرایط امروز ایران با موانع جدی روبه‌روست. تسهیلات بانکی با نرخ پایین نه محدود که عملا در دسترس نیست. نرخ بهره اوراق به عنوان ابزار اصلی بدهی در اواخر سال ۱۴۰۴ به ۴۱ درصد رسیده است. در کنار این، ریسک تاخیر چندساله در بهره‌برداری پروژه‌ها در ایران (۲.۷برابر میانگین جهانی) و محدودیت اعتباری شرکت‌ها، سه مانع بزرگ پیش روی تامین مالی سنتی هستند.

این معادله ساده است: پروژه‌های خوب، به دلیل ساختار اشتباه تامین مالی، یا اجرا نمی‌شوند یا زیان‌ده از آب درمی‌آیند. برای مثال بزرگ‌ترین تولیدکننده مس جهان، کودلکو، یک مطالعه موردی ناموفق بزرگ برای صنعت معدن است. این شرکت شیلیایی با وجود مقیاس عظیم و پشتیبانی دولتی، در جریان بازسازی ساختاری معادن قدیمی خود، بیش از ۲۰‌میلیارد دلار بدهی انباشت کرد. تا سال۲۰۲۳، هزینه بدهی این شرکت از سرمایه‌گذاری جدید پیشی گرفت. کودلکو ورشکست نشد؛ اما به درماندگی مالی رسید. این همان خطری است که شرکت‌های معدنی ایران نیز در صورت تکیه صرف بر ابزارهای بدهی با آن مواجه خواهند شد. اما راهکار چیست؟ تامین مالی پروژه‌ای پاسخی به این معضل است. برخلاف تامین مالی بدهی که ساختار ترازنامه شرکت را اهرمی می‌کنند، ساختارهای تامین مالی پروژه‌ای ریسک را جدا می‌کنند و بازپرداخت‌ها از جریان نقدی خود پروژه تامین می‌شود.

مهم‌تر اینکه، زمانی که پروژه با تاخیر مواجه می‌شود، می‌توان ابزار تامین مالی را به گونه‌ای طراحی کرد که تا زمان شروع بهره‌برداری، هیچ قسطی پرداخت نشود. شایان ذکر است که بدهی ضروری است. شرکتی که کاملا از بدهی اجتناب کند، فرصت‌های رشد را از دست می‌دهد. ساختار بهینه سرمایه همیشه شامل اهرم است. نکته کلیدی این است: از ابزار درست، با سررسید درست، برای پروژه درست استفاده شود. در حوزه تامین مالی پروژه‌ای، صنایع معدنی ابزارهای تخصصی خود را توسعه داده‌اند. استریمینگ، رویالتی، قراردادهای آفتیک، فروش و اجاره مجدد، و تسهیلات مبتنی بر کالا، مفاهیم آکادمیک انتزاعی نیستند. آنها ابزارهای عملی هستند که شرکت‌های معدنی از کنگو تا استرالیای غربی برای جذب‌میلیاردها دلار سرمایه استفاده کرده‌اند. در ادامه، هر روش با یک درس عملی برای سرمایه‌گذار معرفی می‌شود.

روش ۱. فروش محصول جانبی امروز برای تامین مالی: در این روش، سرمایه‌گذار بخشی از تولید آینده محصولات جانبی معدن (مثل طلا، نقره، یا مولیبدن) را پیش‌خرید می‌کند. شما پول نقد مورد نیاز پروژه را دریافت می‌کنید، بدون اینکه سهامی بفروشید یا وامی بگیرید. نکته مهم برای شرکت‌های معدنی ایران این است که محصولات جانبی معمولا در مدل‌های ارزش‌گذاری نادیده گرفته می‌شوند، درحالی‌که می‌توانند منبع قابل‌توجهی از سرمایه باشند. مزیت کلیدی استریمینگ، برخلاف افزایش سرمایه تامین مالی بدون رقیق شدن سهام است. سوال اصلی این است: آیا مجتمع معدنی شما محصول جانبی با ارزشی دارد که بتوان آن را پیش‌فروش کرد؟

 

روش ۲. فروش درصدی از درآمد برای همیشه:  در این ساختار، به جای دریافت وام، درصد کمی از درآمد پروژه (مثلا دو یا سه درصد) را به سرمایه‌گذار می‌دهید. او پول نقد را از پیش به شما پرداخت می‌کند و شما هیچ قسطی پرداخت نمی‌کنید و هیچ بهره‌ای تعلق نمی‌گیرد. برای شرایطی که پروژه شما احتمال تاخیر دارد، رویالتی یک مزیت حیاتی دارد: در طول دوره تاخیر، هیچ هزینه‌ای ندارید. برخلاف وام که از روز اول بهره تعلق می‌گیرد. تنها پس از بهره‌برداری، درصدی از درآمد را (به جای اصل و بهره) پرداخت می‌کند. سوال کلیدی این است: آیا پروژه شما حاشیه سود بالایی دارد که بتواند 2 تا 3درصد رویالتی را بدهد؟

روش ۳. پیش‌فروش محصول برای تامین مالی:  خریدار بخشی از تولید آینده شما را پیش‌خرید می‌کند. پول را از پیش پرداخت می‌کند و شما محصول را بعدا تحویل می‌دهید. این ساختار یک وامِ غیربانکی با بازپرداختِ محصولی است. در شرایط ریسک اختلال در زنجیره تامین جهانی، خریداران برای تضمین دریافت محصول، حاضر به پرداخت پیش‌پرداخت هستند. این روش نه تنها تامین مالی می‌کند، بلکه ریسک فروش را نیز حذف می‌کند. سوال اصلی: آیا خریدار مطمئنی دارید که نیاز به تضمین تامین طولانی‌مدت دارد؟

روش ۴. قفل‌گشایی سرمایه در تجهیزات:  تجهیزات سنگین معدنی (تراک، شاول، لودر، حتی تاسیسات) را به یک شرکت واسط می‌فروشید و دوباره اجاره می‌کنید. پول نقد می‌گیرید، اما کنترل عملیاتی را حفظ می‌کنید. تجهیزات همچنان در اختیار شماست، فقط مالک آن تغییر کرده است. همچنین می‌توانید تجهیزات را مستقیما به نهاد واسط اجاره دهید و سپس گران‌تر اجاره کنید؛ تفاوت نرخ اجاره (اسپرد) سود نهاد واسط را تشکیل می‌دهد. این روش برای شرایط ایران یک مزیت استراتژیک دارد: به رتبه اعتباری شرکت و ضمانت حاکمیتی نیاز ندارد. سرمایه‌گذار خارجی یا داخلی به دارایی فیزیکی اعتماد می‌کند، نه به ترازنامه شما. برای کشوری با ریسک حاکمیتی بالا، این یک مسیر واقعی به بازار سرمایه است. سوال کلیدی: آیا تجهیزات یا زیرساختی دارید که ارزش بالایی دارد؛ اما نقدشوندگی ندارد؟

روش ۵. تامین مالی پروژه‌های پرریسک با هزینه نامعین:  «فارم‌این» عمدتا برای پروژه‌هایی با ریسک بالا مانند اکتشاف به کار می‌رود. در این ساختار، مبلغ تامین مالی از قبل معین نیست و تامین‌کننده مالی باید هزینه‌های نامعینی (مثلا حفاری در پهنه‌های اکتشافی) را پرداخت کند. در ازای آن، درصدی از پروژه را دریافت می‌کند. اگر پروژه موفق باشد، تامین‌کننده مالی سهم قابل‌توجهی از ارزش نهایی را دریافت می‌کند. اگر ناموفق باشد، سرمایه خود را از دست داده است – همین ریسک بالا، نرخ بازده بالقوه را افزایش می‌دهد.

حالت خاص فارم‌این (که کمتر رایج است) می‌تواند با تخصیص تجهیزات بیکار انجام شود: شریک به جای پول نقد، با دکل‌های حفاری بیکار خود عملیات اکتشاف را انجام می‌دهد و در ازای آن سهم می‌گیرد. هیچ پول نقدی پرداخت نمی‌شود، فقط اعطای سهام در مقابل تخصیص تجهیزات صورت می‌پذیرد. بسیاری از شرکت‌های بزرگ معدنی ایران تجهیزات گران‌قیمتی دارند که در دوره رکود بیکار می‌ماند. این تجهیزات را می‌توان به عنوان «آورده» در مشارکت با پروژه‌های کوچک‌تر استفاده کرد؛ این همان استفاده هوشمندانه از حالت خاص فارم‌این است. سوال اصلی: آیا پهنه اکتشافی با ریسک بالا دارید که نتوانسته‌اید برای آن تامین مالی بگیرید؟ یا تجهیزات بیکاری دارید که می‌تواند به عنوان آورده در یک پروژه اکتشافی مشارکت کند؟

 تصمیم‌گیری: کدام روش را انتخاب کنید؟

انتخاب روش تامین مالی به ریسک اصلی پروژه شما بستگی دارد. اگر نگران تاخیر در بهره‌برداری هستید، استریمینگ یا رویالتی را انتخاب کنید در این روش‌ها تاخیر هیچ هزینه‌ای ندارند. اگر نرخ بهره بانکی برای شما بالاست و نمی‌خواهید وام بگیرید، آفتیک گزینه مناسبی است. اگر کمبود نقدینگی دارید و تجهیزات ارزشمندی در اختیار شماست، فروش و اجاره مجدد راه‌حل مناسبی است. اگر پروژه‌تان اکتشافی است و سرمایه حفاری ندارید، فارم‌این را در نظر بگیرید.

سه درس تجربی مهم برای تامین مالی پروژه‌های صنایع معدنی را نیز مدنظر داشته باشید: اول، ترجیحا پروژه را در یک شرکت پروژه جداگانه قرار دهید. اگر پروژه شکست خورد، ریسک به شرکت مادر سرایت نمی‌کند. سرمایه‌گذار بین‌المللی به جای اعتبار شما، به جریان نقدی پروژه نگاه می‌کند. دوم، تامین مالی پروژه را با قرارداد EPCF ترکیب کنید. در این ساختار، پیمانکار فقط پس از تحویل پروژه پول می‌گیرد. به این ترتیب، ریسک تاخیر به تامین‌کننده مالی منتقل می‌شود. سوم و مهم‌تر از همه، قبل از هر چیز پروژه‌های بد را حذف کنید. پرتفوی پروژه‌ها را بر اساس شاخص ارزش خالص فعلی تقسیم بر سرمایه‌گذاری اولویت‌بندی کنید. فقط پروژه‌هایی را شروع کنید که بازدهی کافی دارند. بهترین ساختار تامین مالی در دنیا هم نمی‌تواند یک پروژه اشتباه را نجات دهد.

*   تحلیلگر مالی

 

دیدگاهتان را بنویسید