از کانیزایی تا برنامه جامع توسعه
دنیای معدن: خراسان شمالی معمولا با کشاورزی، دامداری و ظرفیتهای صنعتی آن شناخته میشود؛ اما این استان، ظرفیت معدنی قابلتوجهی دارد که هنوز بخش بزرگی از آن به ارزش اقتصادی تبدیل نشده است. یکی از مهمترین این ظرفیتها، کانیزایی سرب و روی در منطقه اسفراین است. ظرفیتی که آلبلاغ شناختهشدهترین نشانه آن است، اما به آن محدود نمیشود.
امین درویشی*
خراسان شمالی معمولا با کشاورزی، دامداری و ظرفیتهای صنعتی آن شناخته میشود؛ اما این استان، ظرفیت معدنی قابلتوجهی دارد که هنوز بخش بزرگی از آن به ارزش اقتصادی تبدیل نشده است. یکی از مهمترین این ظرفیتها، کانیزایی سرب و روی در منطقه اسفراین است. ظرفیتی که آلبلاغ شناختهشدهترین نشانه آن است، اما به آن محدود نمیشود.
در پی چند نوبت بازدید میدانی از معادن سرب و روی مهدیآباد یزد و انگوران زنجان و برخی معادن اسفراین، آنچه برای من برجسته بود، گستردگی کانیزایی سرب و روی در اسفراین است. ظرفیتی که میتواند شایسته بررسی و برنامهریزی جدیتری در سطح استان و کشور باشد. امروز مساله اصلی استان خراسان شمالی صرفا شناسایی یک معدن جدید نیست؛ مساله این است که آیا برای شناسایی، ارزیابی، استخراج و فرآوری مجموعه ظرفیتهای سرب و روی، یک برنامه جامع و بلندمدت وجود دارد یا همچنان با پروژههای پراکنده و تصمیمهای موردی پیش خواهیم رفت؟
نشانهای از یک پتانسیل بزرگتر
آلبلاغ طی سالهای گذشته به یکی از شناختهشدهترین معادن استان تبدیل شده است. این معدن علاوه بر ارزش اقتصادی، به دلیل برداشتهای غیرمجاز، حوادث و دشواریهای حفاظت از محدوده نیز بارها مورد توجه قرار گرفته است. اما درباره مجموع ذخایر سرب و روی اسفراین، تصویر جامع، بهروز و قابل اتکایی در منابع عمومی وجود ندارد. درباره آلبلاغ نیز اعداد مختلفی در سالهای گذشته مطرح شده، اما نمیتوان آنها را بهعنوان ذخیره قطعی کل منطقه یا مبنای قطعی برنامهریزی بلندمدت استان تلقی کرد. بنابراین پرسش اصلی فقط این نیست که آلبلاغ چقدر ذخیره دارد؛ بلکه باید پرسید کل پتانسیل سرب و روی اسفراین و مناطق پیرامونی چقدر است و چه میزان از آن با اکتشاف استاندارد به ذخیره اقتصادی تبدیل شده است؟
در منابع تخصصی، علاوه بر آلبلاغ، از محدودههایی مانند سست، گراتی، آببخش و چند محدوده دیگر نام برده شده است. همچنین به معادن دارای پروانه در محدودههای سنخواست و امینآباد اسفراین اشاره شده است. آلبلاغ نیز مسیر متفاوتی داشته و اکتشاف و توسعه آن با نقش مستقیم ایمیدرو دنبال شده است. در عین حال، تعداد دقیق و بهروز محدودهها و معادن سرب و روی فعال و غیرفعال و تفکیکشده بر اساس مالکیت دولتی و خصوصی، در منابع عمومی بهصورت شفاف منتشر نشده است. همین خلأ اطلاعاتی، خود یک مساله مهم در حکمرانی معدنی استان است.
برای توسعه یک صنعت پایدار، چه چیزهایی باید مشخص شود؟
پیش از تصمیمگیری برای ساخت کارخانه یا توسعه استخراج، باید یک تصویر دقیق از منابع منطقه داشته باشیم. از جمله: تعداد و پراکندگی محدودههای امیدبخش و وضعیت اکتشاف آنها، حجم منابع و ذخایر و میزان ذخیره قطعی و اقتصادی، عیار سرب و روی و تغییرات آن در کانسار، نسبت باطلهبرداری و قابلیت استخراج اقتصادی، نوع کانیهای سرب و روی و ویژگیهای کانیشناسی، بازیابی قابل دستیابی در فرآوری و کیفیت کنسانتره، عناصر همراه اقتصادی مانند نقره و سایر فلزات، عناصر مزاحم و اثر آنها بر فرآوری و بازار محصول، هزینه دسترسی، راهسازی و حمل ماده معدنی، نیاز و محدودیتهای آب، برق و سایر زیرساختها، محدودیتهای زیستمحیطی، منابع طبیعی و حفاظتی، امکان مدیریت، پایدارسازی و دفع یا فرآوری باطلههای معدنی و فرآوری، سرمایهگذاری و هزینههای عملیاتی و در نهایت، ظرفیت استخراج پایدار منطقه در افق ۱۰ تا ۲۰ ساله. این اطلاعات باید در قالب یک مدل یکپارچه زمینشناسی، معدنی، فرآوری و اقتصادی گردآوری شود. بدون چنین مدلی، تعیین ظرفیت کارخانه، میزان سرمایهگذاری و اشتغال پایدار بیشتر برآوردی خواهد بود تا برنامهریزیشده.
از «معدن» تا «زنجیره ارزش»
یکی از خطاهای رایج در توسعه معدنی، مساوی دانستن معدن با توسعه است. استخراج سنگ معدن به تنهایی ارزش افزوده محدودی ایجاد میکند. توسعه واقعی زمانی شکل میگیرد که ماده معدنی در یک زنجیره اقتصادی به کنسانتره، فلز و محصولات پاییندستی تبدیل شود. در سرب و روی، این زنجیره میتواند از اکتشاف، استخراج، خردایش و فرآوری، کنسانتره، تولید فلز، صنایع پاییندستی شکل بگیرد. پروژه فرآوری روی آلبلاغ و واگذاری عملیات اکتشاف، استخراج و احداث کارخانه تولید شمش روی میتواند بخشی از این مسیر باشد؛ اما چنین پروژههایی زمانی پایدار خواهند بود که درون یک برنامه بزرگتر قرار گیرند و مشخص باشد خوراک کارخانهها از کجا تامین میشود و ذخایر منطقه برای چه مدت توان تغذیه آنها را دارند.
نیاز خراسان شمالی به یک برنامه جامع سرب و روی
خراسان شمالی به یک برنامه جامع سرب و روی نیاز دارد. این برنامه باید با اکتشاف منطقهای آغاز شود؛ یعنی پهنههای مستعد سرب و روی اسفراین و مناطق پیرامونی با مطالعات زمینشناسی، ژئوشیمی، ژئوفیزیک، حفاری و مدلسازی سهبعدی بررسی شوند. سپس باید یک بانک اطلاعاتی واحد ایجاد شود که وضعیت حقوقی، مالکیت، ذخیره، عیار، کانیشناسی و مرحله اکتشاف یا بهرهبرداری هر محدوده را مشخص کند. پس از آن، ظرفیت استخراج و فرآوری باید بر اساس ذخیره واقعی و قابل اتکا طراحی شود، نه بر اساس برآوردهای پراکنده. در این برنامه، زیرساخت، آب، برق، حملونقل، محیطزیست، مدیریت باطله و سرمایهگذاری نیز باید از ابتدا دیده شوند. هدف نباید صرفا افزایش تناژ استخراج باشد؛ بلکه باید استخراج اقتصادی و ایمن، فرآوری با بازیابی مناسب، ایجاد ارزش افزوده، مدیریت مسوولانه باطله، اشتغال پایدار و توسعه صنایع پاییندستی باشد.
پرسش امروز این نیست که آیا در اسفراین سرب و روی وجود دارد. وجود آن را آلبلاغ و دیگر نشانههای کانیزایی منطقه نشان دادهاند. پرسش اصلی این است: اسفراین و خراسان شمالی در مجموع چه میزان پتانسیل سرب و روی دارند، چه مقدار از آن بهصورت استاندارد اکتشاف و اثبات شده و برای تبدیل این ثروت زیرزمینی به ثروت پایدار برای مردم استان چه برنامهای داریم؟ پاسخ دقیق به این سوال میتواند نقطه شروع یک برنامه جامع و بلندمدت برای توسعه سرب و روی خراسان شمالی باشد.
* کارشناس معدن
دیدگاهتان را بنویسید