274382

زمستان گاز؛ هشدار از ذخایر عظیم تا محدودیت دوگانه صنعت

دنیای معدن: ایران با وجود برخورداری از دومین ذخایر بزرگ گاز جهان، برای جبران کسری زمستان به دنبال تبادل گاز با روسیه است؛ وضعیتی که در صورت مدیریت‌نشدن می‌تواند از مصرف خانگی و نیروگاه‌ها تا تولید پتروشیمی و فولاد را تحت فشار قرار دهد.

اظهارات حمید بورد، سرپرست وزارت نفت، درباره توافق کلی تبادل گاز با روسیه و ادامه پیگیری مسیر انتقال از جمهوری آذربایجان، بار دیگر نگرانی‌ها درباره تأمین گاز زمستان را برجسته کرده است. این توافق هنوز به تکمیل ترتیبات فنی وابسته است و نمی‌توان آن را منبع قطعی جبران کسری زمستان دانست.

ایران با برخورداری از دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی جهان پس از روسیه، برای مدیریت ناترازی داخلی به دنبال واردات گاز است؛ تناقضی که نشان می‌دهد برخورداری از ذخایر عظیم، بدون تناسب میان تولید، انتقال و مصرف، تضمین‌کننده امنیت انرژی نیست.

به گفته سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران، ناترازی معمول در اوج مصرف روزانه ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیون مترمکعب است. از سوی دیگر، حملات ۲۷ اسفند سال گذشته به چهار پالایشگاه گازی، حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت روزانه تولید را از مدار خارج کرد که نزدیک به ۱۰۰ میلیون مترمکعب آن بازیابی شده است. اگر ۱۳۰ میلیون مترمکعب ظرفیت باقی‌مانده تا اوج مصرف بازنگردد، فشار ناشی از ناترازی معمول و ظرفیت ازدست‌رفته می‌تواند به ۳۳۰ تا ۳۸۰ میلیون مترمکعب در روز برسد؛ سناریویی مشروط که ضرورت آمادگی زودهنگام را نشان می‌دهد.

در روزهای سرد، افزایش مصرف خانگی فشار بیشتری بر شبکه وارد می‌کند. توکلی اعلام کرده است هر یک درجه کاهش دمای محیط می‌تواند روزانه حدود ۲۵ میلیون مترمکعب به مصرف گاز بیفزاید. تأمین گرمایش خانوارها ضروری است، اما کنترل مصرف مازاد و بهینه‌سازی انرژی در ساختمان‌ها نیز برای کاهش فشار بر سایر بخش‌ها اهمیت دارد.

در صنعت، پتروشیمی و فولاد از مهم‌ترین مصرف‌کنندگان گازند. بر اساس میانگین دو برآورد منتشرشده، مصرف روزانه گاز پتروشیمی‌ها حدود ۵۹ میلیون مترمکعب و نیاز زنجیره فولاد حدود ۴۵ میلیون مترمکعب برآورد می‌شود. این ارقام میانگین تقریبی برآوردهای متفاوت‌اند، نه آمار قطعی و یکپارچه مصرف واقعی. اهمیت موضوع در این است که گاز در پتروشیمی هم خوراک تولید محصولات پایه و هم سوخت فرایندی است؛ در فولاد نیز گاز موردنیاز احیای مستقیم، نقشی اساسی در تولید آهن اسفنجی دارد و به‌آسانی قابل جایگزینی نیست.

پیامد ناترازی به این دو صنعت محدود نمی‌شود. نیروگاه‌ها نیز برای تولید برق به گاز وابسته‌اند و همه آن‌ها امکان استفاده از سوخت جایگزین را ندارند. استفاده از گازوئیل و به‌ویژه مازوت نیز با محدودیت‌های تأمین و ملاحظات جدی زیست‌محیطی روبه‌روست؛ بنابراین برخی نیروگاه‌ها ممکن است ناچار به کاهش تولید شوند. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که محدودیت گاز نیروگاه‌ها می‌تواند به افت تولید برق و اعمال محدودیت برای صنایع منجر شود.

به این ترتیب، صنعت با خطر محدودیت دوگانه روبه‌روست: کاهش مستقیم گاز و محدودیت برق ناشی از افت تولید نیروگاه‌ها. این وضعیت برای صنایعی مانند فولاد که به تأمین هم‌زمان گاز و برق نیاز دارند، می‌تواند برنامه تولید و صادرات را مختل کند.

راهکار، صرفاً انتقال کمبود از یک بخش به بخش دیگر نیست. بازگرداندن ظرفیت‌های آسیب‌دیده تولید گاز، مدیریت مصرف مازاد خانگی، آمادگی نیروگاه‌های واجد شرایط برای استفاده از سوخت جایگزین با رعایت الزامات زیست‌محیطی و هماهنگی میان وزارتخانه‌های نفت، نیرو و صمت باید هم‌زمان دنبال شود. محدودیت‌های صنعتی نیز باید شفاف، زمان‌بندی‌شده و متناسب با ماهیت مصرف و هزینه توقف تولید باشد.

ایران نمی‌تواند در کوتاه‌مدت همه ناترازی انرژی را برطرف کند، اما می‌تواند هزینه آن را با برنامه‌ریزی کاهش دهد. هشدار زمستان پیش‌رو روشن است: اگر از امروز برای مدیریت هم‌زمان گاز خانگی، سوخت نیروگاه‌ها و نیاز صنایع تصمیم‌گیری نشود، کمبود یک حامل انرژی می‌تواند به محدودیت زنجیره‌ای تولید در بخش‌های مختلف اقتصاد تبدیل شود.

به قلم ابراهیم متین‌سیرت

 

دیدگاهتان را بنویسید