مسیر سرمایه از بورس تا معدن / تجلی، نمونهای از هدایت سرمایههای بازار به سمت پروژههای بزرگ معدن و صنایع معدنی
توسعه معدن و صنایع معدنی تنها به ذخایر زیرزمینی وابسته نیست و تأمین مالی پایدار و تبدیل سرمایه به پروژههای عملیاتی، نقش تعیین کنندهای دارد. «تجلی توسعه معادن و فلزات» با ایجاد پیوند میان سرمایههای بازار و طرحهای بزرگ معدنی، نمونهای از این رویکرد در بازار سرمایه ایران است.
دنیای معدن: تجلی از سال ۱۴۰۰ با رویکردی پروژه محور وارد این مسیر شد، مدلی که در آن هدف تنها خرید و فروش دارایی یا سهام شرکت ها نیست، بلکه جذب منابع و تخصیص آن به پروژه های اکتشاف، استخراج، فرآوری، تولید فلزات و زیرساخت های مرتبط است. به این ترتیب، بازار سرمایه می تواند از یک بستر معاملاتی به مسیری برای تأمین منابع مورد نیاز توسعه ظرفیت های واقعی اقتصاد تبدیل شود.
ساختار سهامداری تجلی نیز این مدل را به شبکه ای از بازیگران بزرگ بخش معدن متصل کرده است. شرکت سرمایه گذاری توسعه معادن و فلزات با سهم ۵۸ درصدی، سهامدار اصلی تجلی است و گل گهر و چادرملو نیز بهترتیب ۱۴.۴۶ و ۱۷.۲۶ درصد از سهام شرکت را در اختیار دارند. این ساختار، علاوه بر پشتوانه مالی، امکان دسترسی به ظرفیت های مدیریتی و اجرایی شرکت های بزرگ زنجیره معدن و فولاد را فراهم می کند.
اهمیت این مدل زمانی بیشتر مشخص می شود که به سبد پروژه های تجلی نگاه کنیم. پروژه سنگ شکن و کارخانه کنسانتره فولاد شرق خراسان با ظرفیت ۲.۵ میلیون تن در سال و امکان افزایش ظرفیت تا ۵ میلیون تن، به حدود ۸۰ درصد پیشرفت واقعی رسیده است. در فولاد سرمد ابرکوه نیز پروژه فولادسازی ۶۰۰ هزار تنی بیش از ۷۳ درصد و طرح آهن اسفنجی ۱.۲ میلیون تنی بیش از ۵۰ درصد پیشرفت دارد.
در پروژه ستاره سیمین هرمز، طرح آهن اسفنجی با ظرفیت ۱.۷۲ میلیون تن در سال به پیشرفت حدود ۶۲ درصدی رسیده است. در صنایع فولاد کردستان نیز پروژه آهن اسفنجی بیجار با ظرفیت ۱.۶ میلیون تن حدود ۶۹ درصد پیشرفت واقعی دارد و پروژه فولادسازی و نورد پیوسته ورق گرم قروه نیز در حال اجراست.
یکی از مهم ترین ابعاد فعالیت تجلی، حرکت به سمت تنوع بخشی به مواد معدنی است. حضور در حوزه هایی مانند مس، طلا و عناصر نادر خاکی نشان می دهد مدل پروژهمحور شرکت به توسعه ظرفیت فولادی محدود نمانده است. این تغییر جهت از منظر تحولات بازار جهانی نیز اهمیت دارد زیرا مواد معدنی راهبردی و عناصر مورد استفاده در فناوری های جدید، به بخش مهمی از رقابت اقتصادی کشورها تبدیل شده اند.
پروژه مس جانجا نمونه دیگری از این رویکرد است. این طرح با ظرفیت خوراک ۱۶ میلیون تن، امکان تولید سالانه حدود ۱۳۰ هزار تن کنسانتره مس را دارد و برای آن بیش از هزار فرصت شغلی مستقیم در معدن و کارخانه پیشبینی شده است.
در کنار توسعه پروژهها، افزایش سرمایه نیز یکی از ابزارهای اصلی تجلی برای تقویت توان سرمایه گذاری است. هیئت مدیره شرکت افزایش سرمایه ۴۳ درصدی، از ۱۱.۷۹ به ۱۶.۸ هزار میلیارد تومان را تصویب کرده است. هدف اعلام شده از این منابع، جبران مخارج سرمایه گذاری، مشارکت در افزایش سرمایه شرکت های سرمایه پذیر و توسعه سرمایه گذاری در محدوده های معدنی است.
از این منظر، اهمیت تجلی را می توان در تلاش برای ایجاد یک حلقه واسط میان «سرمایه» و «پروژه» جست و جو کرد، سرمایه ای که در صورت هدایت به سمت طرح های توسعه ای می تواند به ظرفیت تولید، اشتغال، زیرساخت و ارزش افزوده تبدیل شود. البته سنجش نهایی موفقیت این مدل، نه با تعداد پروژه ها یا میزان پیشرفت فیزیکی، بلکه با میزان تحقق زمان بندی، کنترل هزینه ها، بهره برداری از طرح ها و تبدیل سرمایه گذاری به جریان درآمدی پایدار امکان پذیر خواهد بود.
در چنین چارچوبی، تجلی را می توان نمونه ای از تغییر نگاه به تأمین مالی معدن دانست، تغییری از اتکای صرف به منابع محدود شرکت ها به سمت استفاده از ظرفیت بازار سرمایه برای پیشبرد پروژه های بزرگ. اگر این مدل بتواند مرحله سرمایه گذاری را به بهره برداری اقتصادی پایدار پیوند بزند، بازار سرمایه می تواند نقش پررنگ تری در تأمین مالی توسعه معدن و صنایع معدنی کشور ایفا کند.
دیدگاهتان را بنویسید