چرا معاون وزیر در برابر فولادمردان خوزستان سر تعظیم فرود آورد؟
دنیای معدن: روز گذشته صحنهای در فولاد خوزستان رقم خورد که شاید بیش از بسیاری از آمارها و گزارشها، قصه این چند ماه را روایت میکرد.
به گزارش دنیای معدن، معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت در برابر کارگران، مهندسان، متخصصان و مدیران فولاد خوزستان سر تعظیم فرود آورد. این تعظیم برای یک افتتاح یا ثبت یک رکورد تولید نبود؛ پشت آن، روزهایی قرار داشت که از هفتم فروردین آغاز شده بود؛ روزی که حمله آمریکایی ـ صهیونیستی، کورهها، واحدهای احیا و بخشهایی از تأسیسات شرکتی را هدف گرفت که هزاران نفر سالهای زندگی حرفهای خود را در آن گذرانده بودند. در نخستین ساعات، اشک و بغض عجیب نبود.
کسانی مقابل ویرانی ایستاده بودند که آن سازهها برایشان فقط آهن و بتن نبود؛ حاصل سالها کار، شیفتهای طولانی، تجربه و دلبستگی بود. اما زمان سوگواری طولانی نشد. هنوز غبار حادثه بهدرستی ننشسته بود که سؤال دیگری جای آن را گرفت: از کجا باید دوباره شروع کرد؟
کار از همانجا آغاز شد؛ از میان سازههای آسیبدیده و تجهیزاتی که بعضی دیگر قابل تعمیر نبودند. دو مدول احیای مستقیم کاملاً تخریب شده بودند، خسارت برخی دیگر از واحدهای احیا به ۷۵ و ۸۰ درصد میرسید و دو کوره فولادسازی نیز ۶۵ درصد آسیب دیده بودند.
تیمهای تخصصی پای کار آمدند، خسارتها نقطهبهنقطه ارزیابی شد، نقشه بازسازی شکل گرفت و چند جبهه کاری همزمان آغاز شد. سازه، مکانیک، برق، ابزار دقیق و تأسیسات باید دوباره به هم میرسیدند.
حدود ۳۰ هزار مترمربع سقف و دیواره بازسازی شد، دهها تن سازه فلزی ساخته شد، تجهیزات آسیبدیده تعمیر یا از نو ساخته شدند و کار شب و روز ادامه یافت. نخستین کوره تنها ۲۵ روز بعد دوباره روشن شد.
امروز هر شش کوره فولادسازی تولید میکنند، زمزم۳ -بزرگترین مگامدول آهن اسفنجی منطقه- به مدار بازگشته و خطوط دیگر نیز در مسیر راهاندازی قرار گرفتهاند. آنچه روز نخست شبیه ویرانی یک کارخانه بزرگ بود، در فاصلهای کوتاه به بزرگترین کارگاه بازسازی آن تبدیل شد.
اما قصه فولاد خوزستان در بازگرداندن آنچه از دست رفته بود تمام نشد. در همان ماههایی که گروهی کورهها و خطوط آسیبدیده را به تولید بازمیگرداندند، گروهی دیگر پروژههای فردای شرکت را پیش میبردند.
روز گذشته فولادسازی شادگان با ظرفیت سالانه ۸۰۰ هزار تن بیلت رسماً به بهرهبرداری رسید؛ پروژه ویندفنسینگ نیز با حضور معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان حفاظت محیطزیست افتتاح شد.
در سوی دیگر، سرمایهگذاری برای رهایی تولید از ناترازی انرژی ادامه دارد؛ فاز نخست نیروگاه خورشیدی بهبهان و فاز نخست نیروگاه خلیج فارس وارد مدار شدهاند و مراحل بعدی این طرحها نیز در راهاند.
این شاید بخش کمتر دیدهشده ماجرا باشد: فولاد خوزستان مجبور بود خرابیهای دیروز را بسازد، اما اجازه نداد فردایش پشت آوار همان روز متوقف بماند. یک سو بازسازی بود، یک سو توسعه شادگان، یک سو تأمین انرژی و سوی دیگر محیطزیست؛ و همه در روزهایی که خود کارخانه هنوز زخم جنگ را بر تن داشت.
حالا معنای آن تعظیم روشنتر میشود! تعظیم در برابر غیرت و همت کسانی بود که روزی با چشمهای خیس به کورههای آسیبدیده نگاه کردند و چند هفته بعد همان کورهها را دوباره روشن کردند؛ در برابر کارگرانی که زیر تهدید جنگنده ها ماندند، مهندسانی که راه پیدا کردند و جوانانی که دانشی را که سالها در این مجموعه اندوخته شده بود به کار گرفتند. فولاد خوزستان هنوز آثار آن ضربه را با خود دارد و خسارتی که بر تولید و سرمایه آن وارد شد، با چند افتتاح از حافظه صنعت پاک نمیشود.
اما شاید روایت ماندگارتر این چند ماه چیز دیگری باشد: اینکه میتوان زمین خورد و همانجا نماند. میتوان از میان آهنهای سوخته دوباره کارخانه ساخت، کوره را روشن کرد و در همان حال برای نیروگاه، محیطزیست و کارخانه بعدی برنامه داشت. اگر آن تعظیم معنایی داشت، تعظیم در برابر همین اراده بود؛ اراده مردان و زنانی که نگذاشتند خاکستر، آخرین تصویر فولاد خوزستان باشد.
دیدگاهتان را بنویسید