271810

نگاهی تحلیلی به همدلی نهادهای حاکمیتی برای بازسازی فولادمبارکه ایران؛

آزمون حاکمیت در بازسازی فولاد مبارکه

دنیای معدن: فولاد مبارکه بدون تردید تکیه‌گاه و ستون فقرات بخش مهمی از زنجیره تولید، اشتغال و صادرات و امنیت اقتصادی ایران است. به همین دلیل، بازسازی این مجموعه پس از حمله اخیر، آزمونی برای میزان هماهنگی دولت، مجلس و نهادهای حاکمیتی در دفاع از یک دارایی راهبردی ملی و حفظ شتاب تولید در کشور است.

به گزارش دنیای معدن، فولاد مبارکه در سال‌های اخیر بارها به‌عنوان یک «ثروت ملی» و «نماد توان صنعت ایران» توصیف شده است و در اقتصاد ایران جایگاهی دارد که با بسیاری از بنگاه‌های بزرگ قابل مقایسه نیست. این مجتمع نه‌تنها تولیدکننده اصلی بخشی از نیاز فولاد کشور است، بلکه بر ده‌ها صنعت پایین‌دستی اثر مستقیم دارد؛ از خودروسازی و لوله‌سازی گرفته تا ساخت‌وساز، تجهیزات صنعتی و صنایع مصرفی. هر اختلال در عملکرد این مجموعه، به‌سرعت در کل زنجیره تولید منعکس می‌شود و از همین‌رو، مسئله آن از سطح یک واحد صنعتی فراتر می‌رود و در گستره امنیت اقتصادی و دغدغه ملی کشور جای می‌گیرد. فولاد مبارکه بارها در بزنگاه‌های مختلف نشان داده که می‌تواند در شرایط سخت نقش تثبیت‌کننده در بازار داخلی و صادراتی ایفا کند. بنابراین آسیب به چنین مجموعه‌ای، در واقع آسیب به یک ظرفیت ملی است که بازسازی آن باید با نگاه ملی و نه صرفاً سازمانی دنبال شود.

حمله اخیر و ضرورت بازسازی فوری

حمله اخیر به فولاد مبارکه، آن‌گونه که در گزارش‌های منتشرشده نیز بازتاب یافت، بخشی از توان عملیاتی و برخی زیرساخت‌های حیاتی این مجموعه را تحت تأثیر قرار داد. در چنین شرایطی، سرعت بازسازی اهمیت حیاتی پیدا می‌کند؛ زیرا تأخیر در احیای خطوط تولید، تنها به همان شرکت محدود نمی‌ماند و آثار آن به صنایع وابسته، بازار داخلی و حتی صادرات کشور منتقل می‌شود. نکته مهم در این میان، نحوه مواجهه حاکمیت با بحران است. تجربه نشان می‌دهد هرچه تصمیم‌گیری در این‌گونه رخدادها سریع‌تر، هماهنگ‌تر و تخصصی‌تر باشد، خسارت نهایی کمتر خواهد بود. از همین رو، بازسازی فولاد مبارکه باید با رویکردی فرابخشی پیش برود؛ یعنی نه‌فقط مهندسان و مدیران شرکت، بلکه دولت، مجلس، نهادهای پشتیبان و دستگاه‌های مرتبط نیز در یک مسیر واحد قرار گیرند.

حضور مسئولان؛ نشانه همدلی

یکی از نکات مهم در روزهای پس از این حادثه، حضور و بازدید چندباره مسئولان مختلف از فولاد مبارکه بوده است؛ از وزیر صنعت، معدن و تجارت گرفته تا وزیر اقتصاد، معاونان علمی و دانشگاهی، نمایندگان مجلس و دیگر نهادهای حاکمیتی. این رفت‌وآمدها پیام روشن همدلی، توجه و همراهی با مجموعه‌ای است که آسیب آن، به‌طور مستقیم در تراز صنعت ملی دیده می‌شود. این حضورهای متوالی نشان می‌دهد که فولاد مبارکه در سطح حاکمیت، یک مسئله جدی و فوری تلقی شده است. وقتی وزیر صمت از عزم دولت برای بازسازی سریع و ازسرگیری تولید سخن می‌گوید و هم‌زمان معاون علمی رئیس‌جمهوری بر این نکته تأکید می‌کند که بازسازی فولاد مبارکه تنها بازگشت به گذشته نیست، بلکه آغاز طرحی برای آینده است، معنای آن این است که دولت به‌دنبال احیای صرف نیست؛ بلکه نوسازی و ارتقای ظرفیت را هم در دستور کار دارد.

نقش دولت در تسهیل بازسازی

دولت در این پرونده نقش محوری دارد. نخستین مسئولیت آن، حذف یا کاهش موانع اداری و تسریع فرایندهای اجرایی است. وقتی یک واحد بزرگ صنعتی آسیب می‌بیند، زمان به مهم‌ترین عامل تبدیل می‌شود. صدور مجوزهای لازم، تأمین ارز و مواد اولیه، تسهیل واردات تجهیزات مورد نیاز و ایجاد هماهنگی میان دستگاه‌های اجرایی، از جمله وظایفی است که دولت باید با اولویت بالا دنبال کند. از سوی دیگر، دولت باید میان «بازسازی فوری» و «پایداری بلندمدت» توازن برقرار کند. به این معنا که احیای سریع خطوط تولید نباید به تصمیم‌های شتاب‌زده و کم‌کیفیت منجر شود. اگر بازسازی تنها به بازگرداندن ظاهری تولید محدود شود، در آینده دوباره همان آسیب‌ها تکرار خواهد شد؛ بنابراین نقش دولت فقط در قالب کمک مالی یا اداری دیده نمی‌شود؛ بلکه باید در طراحی یک برنامه بازسازی پایدار، ایمن و آینده‌نگر گنجانده شود.

مجلس و مسئولیت نظارتی

مجلس در این میان نقشی کمتر از دولت ندارد. مجلس می‌تواند با ابزارهای نظارتی، مسیر بازسازی را از منظر کارآمدی و شفافیت تقویت کند. تشکیل کارگروه ویژه، پیگیری تأمین منابع، نظارت بر اجرای تعهدات دولت و جلوگیری از فرسایشی شدن روند بازسازی، بخشی از مسئولیت‌هایی است که مجلس می‌تواند بر عهده بگیرد. علاوه بر آن، مجلس باید از نگاه سیاسی فاصله بگیرد و با رویکرد ملی به موضوع بنگرد. فولاد مبارکه نه دارایی یک دولت است و نه متعلق به یک جناح و نه حتی یک منطقه و شهر خاص؛ این مجموعه بخشی از سرمایه صنعتی ایران است. بنابراین حمایت از آن باید بر مبنای منافع ملی باشد، نه ملاحظات کوتاه‌مدت سیاسی. اگر مجلس بتواند در این پرونده نقش تسهیل‌گر و ناظر مؤثر ایفا کند، پیام مهمی به سایر بخش‌های اقتصادی کشور نیز مخابره خواهد شد: صنایع راهبردی در زمان بحران تنها نمی‌مانند.

نهادهای حاکمیتی و امنیت صنعتی

حادثه اخیر بار دیگر این واقعیت را یادآوری کرد که امنیت صنعتی، بخشی از امنیت ملی است. در دنیای امروز، حمله به زیرساخت‌های حیاتی فقط خسارت فیزیکی ایجاد نمی‌کند؛ بلکه هدف آن تضعیف اعتماد، اخلال در تولید و ایجاد فشار روانی و اقتصادی بر کشور است. از این منظر، فولاد مبارکه یک هدف صنعتی صرف نبود، بلکه نمادی از توان تولیدی ایران محسوب می‌شد. به همین دلیل، نهادهای حاکمیتی باید در کنار دولت و مجلس، برای ارتقای سطح حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی کشور برنامه‌ریزی کنند. تقویت پدافند صنعتی، بازنگری در شیوه‌های حفاظت فیزیکی و دیجیتال، افزایش آمادگی برای شرایط بحران و ایجاد سازوکارهای واکنش سریع، بخشی از الزامات آینده است. اگر این تجربه به اصلاح ساختارها منجر نشود، هزینه‌های بعدی می‌تواند بسیار سنگین‌تر باشد.

بازسازی و نوسازی به‌مثابه یک پروژه ملی

بازسازی فولاد مبارکه نباید به‌عنوان یک عملیات مقطعی دیده شود. این فرایند، در واقع یک پروژه ملی است که هم‌زمان چند هدف را دنبال می‌کند: حفظ تولید، جلوگیری از اختلال در زنجیره تأمین، تقویت اعتماد فعالان اقتصادی و نمایش توان هماهنگی حاکمیت. فولاد مبارکه امروز در مرکز یک آزمون ملی قرار دارد؛ آزمونی که در آن دولت، مجلس و نهادهای حاکمیتی باید نشان دهند چگونه می‌توان در لحظه بحران، از یک سرمایه ملی دفاع کرد. بازسازی سریع، هماهنگ و پایدار این مجموعه نشانه‌ای از بلوغ حکمرانی اقتصادی در ایران است. اگر این همراهی به‌درستی شکل بگیرد، فولاد مبارکه نه‌تنها به مدار تولید بازمی‌گردد، بلکه به الگویی برای مدیریت بحران در سایر صنایع راهبردی کشور نیز تبدیل خواهد شد.

 

دیدگاهتان را بنویسید