تابآوری در صنعت فولاد ایران
دنیای معدن: محمدعلی عبدالعظیمی *صنعت فولاد ایران طی دو دهه اخیر از نظر ظرفیت اسمی تولید به جایگاهی قابلتوجه در منطقه رسیده است. با این حال، نشانههای فزایندهای از ناپایداری در عملکرد اقتصادی این صنعت مشاهده میشود. افت تدریجی حاشیه سود، محدودیتهای انرژی، نوسانات صادراتی و تعویق سرمایهگذاریهای توسعهای، همگی بیانگر یک مساله عمیقتر هستند:
مساله اصلی فولاد ایران کمبود ظرفیت نیست، بلکه ضعف در تابآوری ساختاری مدل کسبوکار است. در شرایطی که عدمقطعیت به وضعیت دائمی اقتصاد تبدیلشده، مدلهایی که بر مفروضات ثبات انرژی، قابلیت انتقال هزینه و اولویت تولید حجمی بنا شدهاند، دیگر پاسخگو نیستند. پرسش کلیدی امروز این است:
آیا فولاد ایران میتواند از منطق بقا عبور کرده و بهسمت باز طراحی مدل ارزش حرکت کند؟
تصویر وضعیت فعلی - فشار همزمانبر سودآوری
دادههای صنعتی سالهای اخیر نشانمیدهد صنعت فولاد با چهار فشار همزمان مواجه است:
کاهش حاشیه سود در نتیجه افزایش هزینه انرژی و هزینه مالی
تبدیل محدودیت انرژی از یک اختلال مقطعی به ریسک ساختاری
کاهش کیفیت ارزآوری صادرات بهدلیل محدودیتهای عملیاتی و هزینههای مبادله
تعویق سرمایهگذاریهای مولد بهدلیل نااطمینانی و کاهش بازدهی.
ریشههای شکنندگی
رشد ظرفیت تولید در سالهای گذشته، اگرچه جایگاه صنعتی کشور را تقویت کرده، اما بدون ارتقای متناسب در انعطاف عملیاتی و تنوع بازار، به «تله مقیاس» منجر شدهاست. ساختارهای بزرگ و هزینهبر، در محیطهای ناپایدار، ریسک سیستماتیک ایجاد میکنند. مقیاس زمانی مزیت است که با چابکی همراه باشد.
ناکارآمدی مدل فعلی
مدل غالب در صنعت فولاد ایران بر سه فرض قدیمی استوار بوده است:
- دسترسی پایدار به انرژی ارزان
- امکان کنترل یا انتقال هزینهها
- اولویت افزایش حجم تولید بر کیفیت ارزشآفرینی.
این مفروضات در شرایط جدید تضعیفشدهاند. در نتیجه، مدل فعلی بیشتر «مقاوم» است تا «تابآور»؛ یعنی فشار را تحمل میکند اما توان بازآفرینی ندارد.
تابآوری عملیاتی؛ ظرفیت بدون انعطاف کافی
تابآوری عملیاتی به توان حفظ تولید پایدار و بازگشت سریع پس از اختلال اشاره دارد. وابستگی بالا به انرژی شبکهای، تمرکز جغرافیایی واحدها و زنجیره تامین خطی، انعطاف عملیاتی را محدود کرده است.
ظرفیت اسمی بالا لزوما بهمعنای ظرفیت عملیاتی پایدار نیست.
تابآوری مالی؛ سودآوری در شرایط بیثبات
مدلی که بر رشد حجمی تکیه دارد، در صورت افت حاشیه سود یا افزایش هزینه سرمایه، دچار فرسایش میشود. تابآوری مالی مستلزم جریان نقدی پایدار، ساختار بدهی کنترلشده و تمرکز بر محصولات با ارزش افزوده بالاتر است. بدون ثبات مالی، توسعه صنعتی پایدار نخواهد بود.
فناوری و داده؛ پیشران تابآوری
تابآوری بدون مدیریت دادهمحور امکانپذیر نیست. استفاده از تحلیل پیشبینانه، پایش هوشمند مصرف انرژی، نگهداشت مبتنی بر داده و سناریونویسی دیجیتال میتواند انعطافپذیری عملیاتی و مالی را تقویت کند. در محیط پر نوسان، تصمیمگیری مبتنی بر تجربه گذشته کافی نیست.
سناریوهای پیشرو در افق ۵ تا ۱۰ سال
سه مسیر محتمل قابل ترسیم است:
سناریوی اول: تداوم مدیریت واکنشی و فرسایش تدریجی سودآوری
سناریوی دوم: اصلاحات محدود و بهبود مقطعی
سناریوی سوم: بازطراحی مدل ارزش و حرکت بهسمت تابآوری ساختاری.
سناریوی سوم مستلزم تغییر در سطح سیاستگذاری و مدیریت بنگاه است.
توصیه به سیاستگذاران و مدیران اجرایی
الف) توصیه به سیاستگذاران
تمرکز از کنترل قیمت به کاهش عدمقطعیت و ثبات مقرراتی منتقل شود.
انرژی بهعنوان ریسک استراتژیک صنعت دیده شود و چارچوبهای پایدار تأمین آن طراحی گردد.
مشوقها بهسمت پروژههای کاهش شدت انرژی، دیجیتالسازی و ارتقای ارزش افزوده هدایت شوند.
بسترهای مالی صادراتی و کاهش هزینه مبادله تقویت گردد.
در حوزه تابآوری مالی، سیاستگذار باید امکان تامین مالی پایدار و ابزارهای مدیریت ریسک را فراهم کند تا بنگاهها بتوانند ساختار سرمایه خود را اصلاح کنند.
در حوزه تابآوری عملیاتی، ثبات در سیاستهای انرژی و حملونقل، پیشنیاز برنامهریزی تولید پایدار است.
ب) توصیه به مدیران عامل
شاخصهای مشخص برای سنجش تابآوری عملیاتی تعریف شود؛ از جمله ضریب آمادگی تولید در شرایط محدودیت انرژی، تنوع تأمین و زمان بازیابی پس از اختلال.
شاخصهای تابآوری مالی شامل نسبت بدهی، حاشیه سود پایدار و جریان نقدی عملیاتی بهصورت دورهای پایش شود.
توسعه ظرفیت صرفاً در صورت توجیه اقتصادی و بهبود ارزش افزوده انجام گیرد.
انرژی، بازار و فناوری در سطح هیئتمدیره بهصورت یکپارچه مدیریت شوند.
مدیرعامل در شرایط جدید، صرفا مدیر تولید نیست؛ بلکه معمار مدل ارزش است.
نتیجهگیری
صنعت فولاد ایران در نقطهای ایستاده که بزرگی بهتنهایی تضمینکننده پایداری نیست. تابآوری عملیاتی و مالی، دو ستون اصلی بقای صنعتی در شرایط عدمقطعیت مزمن هستند. عبور از منطق بقا بهسمت باز طراحی مدل ارزش، نیازمند همراستایی سیاست صنعتی و مدیریت حرفهای بنگاههاست.
آینده فولاد ایران نه با ظرفیت اسمی، بلکه با توان سازگاری، انعطاف و خلق ارزش پایدار تعیین خواهد شد.
* تحلیلگر حوزه فولاد
دیدگاهتان را بنویسید