نتیجه گفتوگوی بیواسطه رئیسجمهور با صنعتگران؛مطالبه فولاد خوزستان برای رفع موانع صادراتی به نفع اقتصاد ملی
دنیای معدن : نشست دهم بهمنماه رئیسجمهور با صنعتگران و تولیدکنندگان، صرفاً یک جلسه تشریفاتی نبود؛ نشانهای از بازگشت گفتوگو به متن سیاستگذاری اقتصادی.
به گزارش دنیای معدن، در میان صداهای مختلفی که در این نشست شنیده شد، یک درخواست بیش از همه رنگ منافع ملی داشت: درخواست امین ابراهیمی، مدیرعامل فولاد خوزستان، برای رفع موانع صادراتی؛ مطالبهای که نه فقط به سود یک بنگاه، بلکه به نفع اقتصاد ایران است.
فولاد امروز تنها یک صنعت نیست؛ پیشران تولید، ستون صادرات غیرنفتی و یکی از آخرین سپرهای صنعتی ایران در اقتصاد تحریمشده است. زنجیرهای که از معدن تا محصول نهایی بر خاک همین کشور استوار شده و حدود ۵.۵ درصد تولید ناخالص داخلی، نزدیک به دو میلیون شغل مستقیم و غیرمستقیم و بیش از ۱۱ درصد صادرات غیرنفتی را در خود جای داده است.
در این ساختار، فولاد خوزستان نقشی فراتر از یک بازیگر عادی دارد؛ لنگر ارزی، موتور صادراتی و پیونددهنده ایران با بازارهای جهانی.
صادرات؛ نقطه اتکای فولاد خوزستان برای اقتصاد ملی
تجربه سالهای گذشته نشان میدهد هر زمان که ناترازی انرژی تشدید نشده و سیاستهای ارزی از ثبات نسبی برخوردار بودهاند، صادرات فولاد خوزستان به کمک اقتصاد کشور آمده است.
ارزآوری پایدار، تثبیت جایگاه ایران در بازارهای منطقهای و حفظ سهم کشور در میان ده تولیدکننده بزرگ فولاد جهان، بدون نقشآفرینی این مجموعه ممکن نبوده است.
آمارها گویای همین واقعیتاند. تنها در نیمه نخست سال ۱۴۰۴، فولاد خوزستان با وجود شدیدترین محدودیتهای برق و حتی جنگ تحمیلی ۱۲روزه، موفق شد صادرات خود را بیش از ۶۷ درصد افزایش دهد.
این جهش نه حاصل رانت بود و نه سیاستهای دستوری؛ بلکه نتیجه توان تولید، مدیریت بازار و مزیتهای ساختاری شرکت بود. پیام روشن است: اگر مسیر صادرات هموار شود، فولاد خوزستان میتواند بار دیگر یکی از مهمترین کانالهای ارزآوری کشور باشد.
ناترازی انرژی؛ پاشنه آشیل تولید
با این حال، این ظرفیت بهشدت آسیبپذیر است.
ناترازی انرژی در سالهای اخیر به پاشنه آشیل تولید بدل شده است. تنها در چهار سال گذشته، محدودیت برق و گاز در زنجیره فولاد حدود ۱۴ میلیارد دلار خسارت به کشور وارد کرده است. این در حالی است که فولاد تنها ۷ درصد برق کشور را مصرف میکند اما حدود ۱۵ درصد درآمد حاصل از فروش برق را میسازد؛ و با مصرف ۵ درصد گاز، نزدیک به ۳۱ درصد ارزش اقتصادی مرتبط با آن را خلق میکند.
فشار بر چنین صنعتی، صرفهجویی نیست؛ سوزاندن ارزش افزوده ملی است.
فولاد خوزستان؛ توسعه همراستا با منطق منابع
در این نقطه، فولاد خوزستان به الگویی از توسعه هوشمند بدل میشود. دسترسی مستقیم به خلیج فارس، همجواری با بنادر تجاری، نزدیکی به منابع انرژی، رودخانهها و سرمایه انسانی متخصص، این مجموعه را از یک کارخانه فراتر برده و به زیرساختی ملی تبدیل کرده است.
تأکید رئیسجمهور بر توقف توسعه صنایع آببر در مناطق فاقد منابع آبی، دقیقاً همان جایی است که فولاد خوزستان معنا پیدا میکند. در شرایطی که قیمت جهانی آب صنعتی حدود یک دلار برای هر مترمکعب است و انتقال آب به مناطق مرکزی هزینه تولید را تصاعدی افزایش میدهد، استقرار فولاد در کنار آبهای آزاد، تصمیمی ملی و عقلانی است.
درخواست بهحق، تصمیم بهموقع
در چنین چارچوبی، درخواست امین ابراهیمی برای رفع موانع صادراتی، یک مطالبه صنفی نیست؛ هشداری درباره منافع ملی است. الزام بازگشت ارز با نرخهای دستوری، عوارض صادراتی و بیثباتی مقررات، میدان را از تولیدکننده واقعی گرفته و به واسطهها سپرده است.
اگر عزم دولت، همانگونه که در این نشست نشان داده شد، حرکت بیوقفه تولید است، چارهای جز اعتماد به پیشرانها وجود ندارد. هموار کردن مسیر صادرات فولاد خوزستان، امتیازدهی نیست؛ سرمایهگذاری بر آینده اقتصاد ایران است.
دیدگاهتان را بنویسید