239323

تبعات معدنی شدن فولادی ها و فولادی شدن معدنی ها

دنیای معدن: در سال های اخیر تامین مواد اولیه باعث شده تا تولید کنندگان فولاد به بخش معدن ورود پیدا کنند، موضوعی که با انتقاداتی از سوی فعالان بخش معدن همراه بود، اما چرا فولادی ها به ناچار معدنی شدند؟

به گزارش دنیای معدن، هدف گذاری تولید 55 میلیون تن فولاد برای سال 1404، نیازمند افزایش تولید در حلقه های بالادستی یعنی آهن اسفنجی، گندله، کنسانتره و در نهایت افزایش استخراج سنگ آهن است.

درواقع کلید اصلی برای تحقق این هدف افزایش استخراج و توسعه اکتشافات است که حالا خود به یکی از چالش های جدی زنجیره ارزش فولاد تبدیل شده است.

اما در چند سال اخیر دولت از سیاستی حمایت کرد که براساس آن معدنی ها فولادی و فولادی ها معدنی شدند.

تصمیمی که در گام اول به مذاق همه فعالان بخش خوش آمد. معدنی ها با تکمیل زنجیره ارزش به سوددهی بیشتر دست پیدا کردند و توانستند به واسطه صادرات شمش در بازارهای جهانی نقش آفرینی داشته باشند.

با چنین برنامه ای، آنها نگرانی از بابت تامین مواد اولیه نداشتند، زیرا با در اختیار داشتن معادن و توسعه اکتشافات خیالشان از این جهت آسوده بود.

در سویی دیگر فولادی هایی بودند که براساس این سیاست وارد معدنکاری شدند و با ایجاد معاونت معادن به سراغ توسعه فعالیت های خود در این زمینه رفتند.

البته نکته مهم در این بین نقد این برنامه از سوی برخی معدنی ها بود. آنها معتقد بودند فولادی ها نباید وارد بخش معدن شود اما بدون شک با توسعه واحد های فولادی در شرکت های معدنی، توزیع ماده اولیه در بازار تحت تاثیر قرار می گیرد و تامین نیاز مجموعه در اولویت اول و تامین بازار در اولویت دوم قرار می گیرد. درواقع فولادی ها به ناچار مجبور به توسعه فعالیت های معدنی شدند. از سویی دیگر ورود معدنی ها به صنعت فولاد می تواند چالش های این صنعت در حوزه تامین انرژی را بیشتر کند زیرا حجم تقاضا نیز با افزایش همراه می شود.

درواقع این موضوع می تواند عمق چالش های فولادی ها را بیشتر کند زیرا شرکت هایی که روزی معدنی بودند دیگر با عنوان شرکت معدنی و صنعتی فعالیت دارند. از سویی دیگر با ورود معدنی ها به حوزه فولاد، رقابت در بازار داخلی و صادراتی سخت تر می شود.

درواقع بخشی از رقبای فولادی ها در بازارهای صادراتی، شرکت های معدنی هستند که در راستای تکمیل زنجیره وارد این بخش شده اند و حالا تلاش می کنند سهم خود در بازارهای صادراتی را افزایش دهند.

از سویی دیگر با توسعه چنین سیاستی عملکرد زنجیره ای می تواند در بخش معدن توسعه پیدا کند در حالی که امروز شرکت های بزرگ دنیا به سمت تشکیل کنسرسیوم هایی پیش می روند که بتوانند هزینه های تولید را کاهش و در کنار آن هر بخش به صورت تخصصی در حوزه خود فعالیت داشته باشد. شاید در چنین شرایطی میزان بهره وری با افزایش مواجه می شود و می توان شاهد سوددهی بیشتر مجموعه ها بود.

اما در کنار موارد یاد شده که عمدتا به چالش های این موضوع پرداخته بود ، در اختیار داشتن منابع مواد اولیه می تواند در برنامه ریزی تولید محصول نهایی تاثیر به سزایی داشته باشد. به عنوان مثال امروز فولادی هایی که به بخش معدن ورود پیدا کرده اند، از بابت تامین بخشی از مواد اولیه خود آسوده و بر اساس همین موضوع برای تولید هدف گذاری می کنند.

از سویی دیگر معدنی هایی که وارد حوزه فولاد شده اند نیز باتوجه به افزایش درآمد به ویژه درآمد ارزی، می توانند توسعه را در بخش معدن با سرعت پیش برده و با افزایش اکتشافات گامی مهم در راستای جبران عقب ماندگی در حوزه اکتشافات بردارند.

درواقع این تصمیم می تواند در کنار چالش هایی که به همراه دارد، دستاوردهای مثبتی برای بخش معدن و به دنبال آن صنعت فولاد داشته باشد.

اما لازمه این فعالیت برنامه ریزی برای توسعه متوازن خواهد بود تا توازن در زنجیره برهم نخورد. البته این موضوع نیازمند حمایت دولت هم خواهد بود که نباید از آن غافل شد.

 

دیدگاه تان را بنویسید