بازار طلا در رکود زنجیرهای
دنیای معدن: سیدحجت شفائی*بازار طلا در ماههای اخیر وارد دورهای شده است که میتوان آن را یک وضعیت رکودی توصیف کرد. این رکود تنها ناشی از تغییرات داخلی نیست، بلکه حاصل همزمانی تحولات سیاسی، اقتصادی و بینالمللی است که ساختار تقاضا و عرضه را در این بازار تحت تاثیر قرار داده است. در چنین شرایطی، تحلیل بازار طلا بدون در نظر گرفتن پیوند آن با تحولات کلان انرژی و تجارت جهانی، تصویر دقیقی ارائه نخواهد داد.
در سطح جهانی، انتظار سنتی این بود که در شرایط بحران و تنشهای ژئوپلیتیک، تقاضا برای طلا بهعنوان دارایی امن افزایش یابد. با این حال، در وضعیت اخیر مشاهده شد که تمرکز اقتصاد جهانی بیش از آنکه بر داراییهای امن مالی مانند طلا باشد، بر تامین انرژی، نفت و گاز متمرکز شده است. دلیل اصلی این تغییر رویکرد نیز روشن است؛ در شرایطی که زنجیره تامین انرژی دچار اختلال میشود، اولویت کشورها از مدیریت ریسک مالی به مدیریت بقا و استمرار تولید تغییر پیدا میکند. همین مساله باعث شد اونس جهانی طلا برخلاف دورههای مشابه گذشته، رشد قابلتوجهی را تجربه نکند و حتی در مقاطعی با کاهش مواجه شود. در بازار داخلی ایران نیز قیمت طلا بهطور مستقیم از دو متغیر اصلی تاثیر میگیرد؛ نرخ ارز و قیمت جهانی طلا. همزمانی کاهش نسبی این دو عامل در مقاطعی از دوره اخیر، به افت قیمت طلا در بازار داخلی منجر شد. اما این کاهش، به هیچ عنوان به معنای بهبود شرایط بازار یا افزایش تعادل عرضه و تقاضا نیست. آنچه در عمل مشاهده میشود، کاهش تقاضای واقعی و افزایش رفتارهای احتیاطی در میان فعالان اقتصادی و خانوارهاست.
در چنین شرایطی، طلا از یک کالای سرمایهای به یک ابزار نقدشوندگی تبدیل شده است. یعنی بخش قابلتوجهی از رفتار بازار به سمت فروش دارایی برای تامین نقدینگی حرکت کرده است، نه خرید برای حفظ ارزش یا سرمایهگذاری. این تغییر رفتار، یکی از مهمترین نشانههای ورود بازار به فاز رکود است؛ زیرا در شرایط طبیعی، طلا همواره نقش پناهگاه سرمایه را ایفا میکند، اما در وضعیت فعلی، فشار معیشتی و عدم اطمینان اقتصادی این نقش را کمرنگ کرده است.
اثر این رکود محدود به بازار خردهفروشی نیست و کل زنجیره ارزش طلا را تحت تاثیر قرار داده است. از مرحله استخراج در معادن گرفته تا فرآوری، تولید مصنوعات و عرضه نهایی، همه حلقههای این زنجیره با کاهش فعالیت مواجه شدهاند. کاهش تقاضا در بازار نهایی بهطور طبیعی باعث کاهش انگیزه برای استخراج و تولید میشود؛ زیرا در شرایطی که بازار مصرف فعال نباشد، ادامه تولید با حاشیه سود پایین یا حتی زیان همراه خواهد بود. در بخش سنگهای قیمتی نیز وضعیت مشابهی مشاهده میشود. کاهش تقاضای داخلی و محدودیتهای صادراتی باعث شده حجم معاملات در این بخش کاهش یابد و بسیاری از واحدهای فعال با ظرفیت کمتر فعالیت کنند. این موضوع نشان میدهد که رکود فعلی، یک پدیده محدود به یک بخش خاص نیست، بلکه ماهیت ساختاری دارد و به کل زنجیره صنعت طلا و جواهر تسری پیدا کرده است.
در کنار این عوامل، یکی از چالشهای قدیمی و ساختاری این صنعت همچنان پابرجاست؛ ضعف در حوزه فرآوری و فناوری. با وجود برخورداری از ذخایر قابلتوجه سنگهای معدنی و قیمتی، بخش مهمی از این مواد بهصورت خام از کشور خارج میشود. در واقع، کشور در حلقه ابتدایی زنجیره ارزش دارای ظرفیت است، اما در حلقههای میانی و پایانی، یعنی فرآوری و تبدیل به محصول نهایی، با ضعف جدی مواجه است. نتیجه این وضعیت آن است که ارزش افزوده اصلی در خارج از کشور ایجاد میشود و محصول نهایی با چند برابر قیمت دوباره وارد بازارهای جهانی یا حتی داخلی میشود. تحریمهای بینالمللی نیز این وضعیت را تشدید کردهاند. در حال حاضر صادرات رسمی طلا و مصنوعات آن با محدودیتهای جدی مواجه است و بخش قابلتوجهی از فعالیتهای صادراتی از مسیرهای غیرمستقیم و با واسطه انجام میشود. این موضوع علاوه بر افزایش هزینهها، ریسک فعالیت را نیز بالا برده و باعث شده است رقابتپذیری فعالان داخلی در بازارهای جهانی کاهش یابد.
در چنین فضایی، یکی از پدیدههایی که در سالهای اخیر رشد قابلتوجهی داشته، گسترش پلتفرمهای خرید و فروش آنلاین طلاست. این پلتفرمها در ابتدا با هدف تسهیل معاملات و افزایش شفافیت وارد بازار شدند؛ اما در عمل با چالشهای جدی مواجه شدهاند. مهمترین مساله در این حوزه، نبود پشتوانه واقعی و کافی در برخی از این پلتفرمهاست. به این معنا که در برخی موارد، حجم فروش انجامشده با ذخایر واقعی طلا همخوانی ندارد و این موضوع میتواند ریسک جدی برای سرمایههای خرد ایجاد کند. از سوی دیگر، ساختار قیمتگذاری در برخی از این پلتفرمها نیز با منطق شفاف بازار همراستا نیست. اختلاف غیرمتعارف میان قیمت خرید و فروش و وابستگی کامل کاربر به همان پلتفرم برای نقد کردن دارایی، از جمله مواردی است که نگرانیهای جدی در این حوزه ایجاد کرده است. این وضعیت در شرایط رکود بازار و افزایش تمایل به فروش، میتواند زمینهساز آسیبپذیری بیشتر سرمایههای مردمی شود.
نکته مهم دیگر، ضعف در تنظیمگری و نظارت موثر بر این پلتفرمهاست. اگرچه تلاشهایی برای تدوین ضوابط و مقررات صورت گرفته و الزاماتی مانند داشتن پشتوانه واقعی طلا مطرح شده است، اما اجرای کامل این مقررات با تاخیر مواجه شده و زیرساختهای نظارتی بهطور کامل تکمیل نشدهاند. در نتیجه، این بازار همچنان در وضعیتی قرار دارد که میتوان آن را نیمهشفاف و در برخی بخشها غیرشفاف توصیف کرد. در این شرایط، تجربه نشان میدهد که رفتار هیجانی در بازار طلا میتواند به زیان مستقیم مردم منجر شود. بهویژه در دورههایی که بازار دچار نوسان یا رکود است، ورود غیرحرفهای و تصمیمگیری بر اساس تبلیغات یا فضای غیررسمی میتواند ریسک سرمایهگذاری را افزایش دهد. به همین دلیل، توصیه جدی این است که معاملات طلا از طریق واحدهای دارای مجوز و بهصورت فیزیکی انجام شود. همچنین خرید طلای آبشده بدون دانش تخصصی کافی، یکی از پرریسکترین رفتارهای ممکن در این بازار است. این نوع معاملات بهدلیل پیچیدگی در عیارسنجی و قیمتگذاری، در صورت عدم آگاهی میتواند منجر به زیان مستقیم شود. در مقابل، خرید مصنوعات استاندارد از واحدهای معتبر، ریسک بسیار کمتری دارد.
در پایان میتوان گفت بازار طلا در یک نقطه حساس قرار گرفته است؛ نقطهای که در آن همزمان رکود تقاضا، محدودیتهای ساختاری، ضعف فناوری، فشارهای خارجی و خلأهای نظارتی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. در چنین شرایطی، کوچکترین تصمیم اشتباه میتواند اثرات گستردهای بر سرمایههای خرد و اعتماد عمومی داشته باشد. بنابراین آنچه در شرایط فعلی اهمیت دارد، تحلیل قیمت طلا نیست، بلکه توجه به ساختارهای زیرین بازار و اصلاح تدریجی آنهاست. بدون اصلاح این ساختارها، هرگونه نوسان قیمتی تنها سطحی از مساله را تغییر میدهد و اصل چالشها همچنان باقی خواهد ماند.
* عضو کمیسیون معدن اتاق ایران
دیدگاهتان را بنویسید